اهمیت آموزشوپرورش بهمثابه نهادی بنیادین در تربیت نیروی انسانی و شکلدهی به آینده اجتماعی، امری بدیهی و انکارناپذیر است. در این میان، معلمان بهعنوان کنشگران اصلی این نظام، نقشی تعیینکننده در تحقق اهداف آموزشی و تربیتی ایفا میکنند و ازاینرو، توجه به شرایط روانی، حرفهای و رفاهی آنان ضرورتی اجتنابناپذیر است. یکی از مهمترین شاخصهای این شرایط، رضایت شغلی معلمان است که میتواند پیامدهای گستردهای بر کیفیت عملکرد آموزشی، سلامت روانی کارکنان، تعهد سازمانی و حتی رضایت و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بر جای گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری اصیل بر رضایت شغلی معلمان، با توجه به نقش واسطهای توانمندسازی روانشناختی و مشارکت کاری، در میان معلمان دوره ابتدایی ناحیه ۲ شهر کرمانشاه انجام شده است. این پژوهش از نظر روش، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل ۸۹۶ نفر از معلمان ابتدایی این ناحیه در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود که بر اساس نمونهگیری تصادفی- طبقهای، ۲۴۹ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای رهبری اصیل ، رضایت شغلی ، توانمندسازی روانشناختی و مشارکت کاری گردآوری شد. تحلیل دادهها در بخش آمار توصیفی با نرمافزار SPSS و در بخش مدلیابی با روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار Smart PLS3 انجام گرفت. یافتهها نشان داد رهبری اصیل تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی معلمان دارد و همچنین بهطور معنادار موجب افزایش توانمندسازی روانشناختی و مشارکت کاری آنان میشود. افزون بر این، توانمندسازی روانشناختی و مشارکت کاری هر دو نقش واسطهای معناداری در رابطه بین رهبری اصیل و رضایت شغلی ایفا کردند. نتایج مدل ساختاری نیز از قدرت تبیین و پیشبینی مطلوب مدل پیشنهادی حکایت داشت. از منظر نظری، این پژوهش با تلفیق رهبری اصیل، توانمندسازی روانشناختی و مشارکت کاری در یک مدل یکپارچه، به غنای ادبیات رهبری آموزشی و روانشناسی سازمانی در بستر آموزشوپرورش ایران میافزاید و نشان میدهد که رضایت شغلی معلمان نه صرفاً پیامد شرایط فردی، بلکه برآیند سازوکارهای عمیق رهبری و کنشهای توانمندساز در مدرسه است.